حقیقت ناگفته از حمله تروریستی 2007 در عراق | چه کسانی مقصر بودند؟
سیاسی
بزرگنمايي:
عصر کرد - به گزارش نبض بازار، The Cradle با انتشار یادداشتی مدعی شد: در 14 اوت 2007، چهار بمبگذاری عظیم در شهرهای کوچک ایزدی تل عزر و سیبا شیخ خضر در سنجار، منطقهای دورافتاده در شمال غرب عراق، رخ داد. این انفجارها بیش از 800 نفر از اعضای اقلیت مذهبی مورد آزار را کشته و به یکی از مرگبارترین حملات تروریستی تاریخ تبدیل شد.
رشید، یکی از بازماندگان این حمله در تل عزر، به The Cradle گفت که در روز بمبگذاری، پدرش برادر بزرگترش را به بازار در مرکز شهر فرستاد تا برای خانواده چیزهایی بخرد. وقتی بمب در بازار منفجر شد، من در باغ خانهام بودم. با اینکه انفجار دور بود، آنقدر شدت داشت که مرا به زمین انداخت و صدها خانه را خراب کرد.
او در ادامه به یادآورد: در حالی که در وحشت بودم، به بازار رفتم تا برادرم را پیدا کنم. وقتی او را پیدا کردم، بدنش به دو قسمت تقسیم شده بود. بسیاری از پسرعموهایم هم کشته شدند.
روایت تازه از زخمی کهنه بنجامین میکسون، فرمانده آمریکایی «دسته چندملیتی شمال عراق»، به سرعت مسئولیت این حمله را به دوش تروریستها انداخت و آن را یک «رویداد نمادین از القاعده» اعلام کرد. با این حال، بازماندگان ایزدی، از جمله جاسو از تل عزر، داستان متفاوتی دارند.
هیچکس در جامعه ایزدی باور ندارد که این کار تنها توسط القاعده انجام شده باشد. جاسو مدعی است که حزب دموکرات کردستان حمله را برنامهریزی و سازماندهی کرده است. او میگوید: من فقط پنج سال داشتم. پدربزرگم، دو پسرعمویم و داییام بلافاصله کشته شدند. من بدنهایشان را دیدم. پدربزرگم یک پای خود را از دست داده بود. این فاجعه به واسطه حجم عظیم مواد منفجره و نحوه اجرای حمله تشدید شد. بمبهای کامیونی با میخ و قطعات فلزی پر شده بودند تا بیشترین تلفات را به بار آورند.
موضوع بدتر این بود که یکی از کامیونها با توزیع سیلندرهای گاز پختوپز، جمعیتی بالغ بر 500 تا 600 نفر را جذب کرده بود؛ از همین رو جاسو میپرسد، چطور یک گروه تروریستی توانست گاز کافی برای توزیع به این تعداد مردم پیدا کند، در حالی که عرضه آن برای ماهها قطع شده بود؟ چطور این گاز را به دست آوردند؟
او همچنین تعجب میکند که چگونه کامیونها توانستند وارد دو شهر شوند، با اینکه ورودیهای آنها تحت کنترل ایستبازرهای نیروهای امنیتی کرد (پیشمرگه) از KDP بود که از زمان اشغال سنجار پس از حمله ایالات متحده به عراق و سقوط دولت صدام حسین در سال 2003 این مناطق را در اختیار داشتند.
جاسو در ادامه پرسید، چطور این کامیونها توانستند از این همه ایستبازرسی عبور کنند بدون اینکه جستجو شوند؟ به همین دلایل، من معتقدم که دولت کردستان مسئول است. مورد دیگری که در این حمله وجود دارد، شهادت مراد است. مراد که در زمان بمبگذاری در تل عزر 11 ساله بود، به The Cradle میگوید: بمبگذاری سال 2007 بزرگترین بمبگذاری در تاریخ عراق بود. ما کودک بودیم که در نزدیکی خانهام فوتبال بازی میکردیم وقتی انفجار رخ داد. توپ زیر پای من بود. یک تکه از قطعات انفجار به توپ برخورد کرد و آن را ترکاند. تکهای دیگر به پای من برخورد کرد. من آنقدر نزدیک به انفجار بودم که حتی صدای آن را نشنیدم. مردم از شهرهای همجوار صدای انفجار را شنیدند، اما من نه."
خواهر هفت ساله مراد درست کنار او ایستاده بود، اما پس از انفجار او ناگهان ناپدید شد. پدرم از من پرسید، "خواهر تو کجاست؟" من گفتم: او اینجا بود. اما او گم شد. در حالی که خانواده مراد به شدت در جستوجوی خواهرش بودند، افرادی به خانهشان آمدند. آنها به والدینش گفتند که بچهها را بیرون بفرستند چون چیزی برای نشان دادن دارند.. فکر میکنیم این دختر شما باشد. بیایید نگاه کنید." اما بدن تکهتکه شده متعلق به خواهر مراد نبود.
مراد روایت می کند که روز بعد، آنها در جستجوی قربانیان با دستگاه حفاری بودند که خواهرش را زیر آوار پیدا کردند. مادرم همچنین بدن یکی از مردان محله را پیدا کرد. وقتی از مراد خواسته میشود که یک خاطره از خواهر کوچکترش به اشتراک بگذارد، او به The Cradle گفت: روز قبل از بمبگذاری، ما هندوانه خریدیم و دانههایش را برای خشک کردن و پختن به منظور خوردن در جشنها بیرون آوردیم. روز بعد همه دانههایی که خواهرم میخواست برای جشن بخوریم، را دیدم و اشک ریختم.
راز و رمز انفجار مینی هستهای وقتی از او پرسیده میشود که چه کسی مسئول بمبگذاری بوده، مراد مکث میکند اما میگوید: "شاید تروریستها (القاعده) این کار را کرده باشند، اما چه کسی پشت آن بوده؟ پیشمرگهها؛ کسانی که باید از ما محافظت میکردند.
او در ادامه به این وبگاه گفت: در تل عزر سه ورودی به شهر با ایست بازرسی وجود داشت. همه آنها تحت کنترل پیشمرگهها بودند. پیشمرگهها میتوانستند کامیونها را بازرسی کنند. پیشمرگهها اجازه دادند که آنها وارد شوند.
سنیهای عرب از یکی از روستاهای سنجار که با The Cradle صحبت کردهاند، می گویند: اگرچه ممکن است القاعده حمله را انجام داده باشد، اما این گروه به تنهایی عمل نکرده است. وقتی از آنها خواسته شد که مسئول انفجارها را مشخص کنند، همه بسیار ترسیدند. رهبر روستا پاسخ داد: "این سوالی سختی است."
با این حال، او و دیگران مدعیاند که نمیتوان باور کرد که یک گروه تروریستی مانند القاعده توانسته باشد مقدار زیادی از مواد منفجرهای که در بمبهای کامیونی جاسازی کند. آنها معتقدند این کاری بود که تنها ارتش یک کشور قادر به انجامش بود. این موضوع اغراقآمیز نبود.
در آن زمان، سخنگوی وزارت کشور عراق به سیانان گفت که انفجار آنقدر وسیع بود که تخریبها شبیه به "انفجار مینی هستهای" به نظر میرسید. در این میان ایزدیهایی که با The Cradle صحبت کردهاند، میگویند که پیشمرگههای کرد نه تنها کامیونها را از نظر مواد منفجره بازرسی نکردند، بلکه پیش از ورود کامیونها به تل عزر و سیبا شیخ خضر، پستهای اطراف این دو شهر را ترک کردند و این گروه را کاملاً بیدفاع گذاشتند. آنها معتقدند این موضوع، دلیلی است دال بر همدستی حزب دموکرات کردستان (KDP).
میرزا اسماعیل، فعال حقوق بشر ایزدی به The Cradle گفت که فرمانده پیشمرگه در سنجار، سربست ترانشی، از نیروهایش خواست تا پستهای خود در روستاهای ایزدی منطقه را ترک کنند و به مقر حزب دموکرات کردستان در شهر سنجار بروند، آن هم حدود نیم ساعت تا 40 دقیقه پیش از انفجار.
خورطو، مرد ایزدی از شهر نزدیک کرزک، تأیید میکند که پیشمرگهها پستهای اطراف این دو شهر را ترک کردند. او یا یادآورد، پیشمرگهها پستهای خود را ترک کردند و به دفاتر محلی حزب دموکرات کردستان رفتند تا خود را پنهان کنند. سپس ساعت 7 شب انفجار عظیمی رخ داد. برادرم در تل عزر بود وقتی بمب منفجر شد، این یک معجزه بود که او زنده ماند. حسین از سیبا شیخ خضر، به The Cradle گفت که مردم شهر قبل از انفجار کامیونها را مشاهده کرده بودند و حتی آنها را به پیشمرگه گزارش داده بودند.
در این میان خیره، مرد ایزدی از سیبا شیخ خضر، در این باره گفت که پس از انفجار، اعضای پیشمرگه به سوی مردم شلیک کردند در حالی که آنها در حال فرار از وحشت بودند. به گفته او، یکی از کامیونها داخل شهر منفجر شد و یکی دیگر در غرب آن، نزدیک خانه ما. وقتی انفجار رخ داد، همه سعی کردند فرار کنند. وقتی فرار میکردند، پیشمرگه شلیک کردند.
او در ادامه یادآور شد: همه این رخدادها را با چشمان خود دیدم، حدود ساعت 7 شب. بسیاری از مردم کشته شدند و بسیاری از خانهها توسط بمب تخریب شدند. پیشمرگهها در همان لحظه بسیاری از مردم را کشتند. شاید 10 یا 20 نفر که توسط کامیون کشته نشدند یا تیر پیشمرگه ها مردند. در میان آنها بچهها هم بودند.
ایزدی ها ادعا میکنند که حمله توسط طلال علی قاسم، یکی از اعضای پلیس مخفی بارزانی و به دستور رهبر اقیلم انجام شده است. طبق گفتههای میرزا اسماعیل، قاسم نزدیکترین فرد به سامی عبد الرحمان، معاون وقت بارزانی بود. قاسم، یک کرد بود که به مدت دو دهه در میان ایزدی ها زندگی کرده و لهجه آنها را به خوبی صحبت میکرد. پس از دستگیری، قاسم گزارش داد که او مسئول سازماندهی بمبگذاریها بوده است. اما در عرض چند هفته او آزاد شد و به سوریه فرار کرد.
نقش آمریکا؟ چندین ایزدی از تل عزر و سیبا شیخ خضر همچنین گزارش دادند که هلیکوپترهای آمریکایی برای تخلیه برخی از زخمیها به محل حمله آمدند و این قربانیان دیگر هیچگاه دیده نشدند. قاسم از سیبا شیخ خضر به The Cradle میگوید: بیش از 100 نفر زخمی بودند که توسط آمریکاییها منتقل شدند. اما این افراد هیچگاه پیدا نشدند. ما آنها را جزو قربانیان میشماریم.
چندین ایزدی که با The Cradle صحبت کردهاند مدعی اند که نمیدانند چرا زخمیهایی که توسط هلیکوپترهای آمریکایی منتقل شدند هیچگاه دیده نشدند. سرنوشت آنها همچنان یک معما باقی مانده است. در چنین شرایطی سوال برجسته این است، چرا کردها بمبگذاریها را انجام دادند؟
عزیز، یک یزیدی از تل عزر، به The Cradle گفت در باب اینکه چرا بارزانی و حزب دموکرات کردستان بمبگذاریها را برنامهریزی و اجرا کردند؛ دلایل زیادی وجود دارد. اول، بسیاری از خانوادههای تل عزر و سیبا شیخ خضر عضو جنبش ایزدی برای اصلاح و پیشرفت بودند. این جنبش دفاتری در آنجا داشت. آنها مخالف حضور پیشمرگه و حزب دموکرات کردستان بارزانی در سنجار بودند. مقاومت در برابر حزب دموکرات کردستان بسیار قوی بود. دلیل دوم بمبگذاری برای این بود که ایزدیهای در شمال عراق را قانع کنند که در خطر هستند و هیچکس نمیتواند از آنها محافظت کند جز پیشمرگه ها. پس آنها بهانهای ساختند با کشتن مردم در بمبگذاری و انداختن تقصیر به گردن القاعده. واضح است حتی برای یک کودک که این بمبگذاری دلایل سیاسی داشت."
براساس ماده 140 قانون اساسی عراق که در سال 2005 تصویب شد، قرار بود تا اواخر سال 2007 یک رفراندوم برگزار کند. به گفته عزیز یکی از ایزدی ها، این رفراندوم قرار بود به عراقیهایی که در مناطق "مورد مناقشه" مانند سنجار، کرکوک و باشیکا زندگی میکنند، این انتخاب را بدهد که آیا میخواهند زیر نظر دولت مرکزی بغداد باقی بمانند یا به منطقه خودمختار کردستان بارزانی در اربیل ملحق شوند.
پس از بمبگذاری، ایزدی ها در سنجار دو گزینه داشتند: "یا کشته شوند، یا به منطقه کردستان ملحق شوند" به باورشان رفراندوم این امکان را میداد که حکومت اقلیم کردستان از قانون [ماده 140] برای گرفتن سرزمین از دولت مرکزی استفاده کند. آنها میتوانستند بگویند مردم از ما میخواهند آنها را محافظت کنیم چون از القاعده ترسیدهاند." بمبگذاریها پیام ترسناک خود را به جمعیت ایزدی در سراسر شمال عراق منتقل کردند.
تروریستها خیلی واضح اعلام کرده بودند که میخواهند خون ایزدی ها را در رودخانهها بریزند. از همین رو، به گفته تحسین سید علی، رهبر ایزدی هدف این بود که ایزدی ها به این نتیجه برسند که تنها پیشمرگه ها و اقلیم قادر است از این گروه حراست کند.
در حالی که رفراندوم برنامهریزیشده برای دسامبر 2007 توسط نوری المالکی، نخستوزیر وقت عراق و دولت بغداد به حالت تعلیق درآمد، مسعود بارزانی و حزب دموکرات کردستان اهداف خود را رها نکردند.
سال 2014، چند سال پس از بمبگذاری 2007، بارزانی و پیشمرگههای تحت رهبری اش دوباره با تروریستهای القاعده، که حالا به نام داعش شناخته میشدند، همکاری کردند تا هزاران ایزدی را قتلعام، ربوده و به بردگی بگیرند. جاسو، که در زمان بمبگذاری 2007 تنها پنج سال داشت و اجساد پدربزرگ، پسرخالهها و عمویش را که در خون غرق شده بودند پیدا کرده بود، به The Cradle میگوید: "هفت سال بعد، وقتی 12 ساله بودم، همان صحنهها را در جریان نسلکشی 2014 دیدم." برای ایزدی های سنجار، نسلکشی که داعش در 2014 به راه انداخت، از یک خلاء حاصل نشد. این رویداد به عنوان نقطه اوج پروژهای بود که سالها قبل کلید خورد بود.
وقتی از میرزای اسماعیل پرسیدند که چرا بارزانی و پیشمرگهها حملات تروریستی وحشتناک در 2007 و نسلکشی در 2014 را انجام دادند، او به The Cradle گفت: "برای نابود کردن ایزدی ها، دزدیدن زمینهایشان و ساختن یک دولت مورد نظر خود در کردستان."
منبع اقتصادنیوز
-
جمعه ۱۵ فروردين ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۹:۱۷
-
۹ بازديد
-

-
عصر کرد
لینک کوتاه:
https://www.asrekurd.ir/Fa/News/980866/